|
دست نویس
|
||
|
خاطرات - مخاطرات و شرح المسافرات (صفحات شخصی حامد عبداله پور) |
سلام.
شعر زیر رابه عنوان وصیت نامه وحشی بافقی یکی از دوستانم برایم فرستاده است. البته نمی دانم واقعا وصیت نامه او است یا نه! ولی به نظر می رسد با توجه به اینکه شعر از منظر وزن و قافیه در حد بالایی قرار ندارد مربوط به وحشی نباشد. اما هرچه که هست خیلی شعر جالبیه!
روز مرگم، هر که شیون کند از دور و برم دور کنید
همه را مســــت و خراب از مــــی انــــگور کنیـــــد
مزد غـسـال مرا سیــــر شــــرابــــــش بدهید
مست مست از همه جا حـــال خرابش بدهید
بر مزارم مــگــذاریــد بـیـــاید واعــــــظ
پـیــر میخانه بخواند غــزلــی از حــــافـــظ
جای تلقــیـن به بالای سرم دف بـــزنیـــد
شاهدی رقص کند جمله شما کـــف بزنید
روز مرگــم وسط سینه من چـــاک زنیـد
اندرون دل مــن یک قـلمه تـاک زنـیـــــــد
روی قــبـــرم بنویـسیــد وفــــادار برفـــت
آن جگر سوخته خسته از این دار برفــــت

تا بعد!
سلام.
.jpg)
فرا رسیدن سال ۲۰۱۲ میلادی را به همه یکتا پرستان جهان علی الخصوص هموطنان مسیحی
تبریک و تهنیت عرض نموده و سالی سرشار از امید-موفقیت-سلامتی و پیشرفت برای همه آرزومندم.
دست نویس
سلام.
درحالی که همه دنیا از تصاویر منتشر شده از شور و حرارت ساکنان کره شمالی در عذاداری رهبر درگذشته خویش، و آنهمه دلبستگی در حیرت هستند، دیدن تصاویر زیر می تواند تا حدی صوری و از سر اجبار بودن این سوگواری ها را به اثبات برساند.
جالب این است که رسانه ملی ایران از رهبر دیکتاتور کره شمالی با واژه فقید، بزرگ و ... یاد می کند.
کسی که مردمش از کوچکترین آزادی های فردی و اجتماعی برخوردار نبوده و نیستند.
کسی که مردمش نمی توانند یکتا پرست باشند (و خدایشان رهبرشان است) و زباله های کمونیست، لامذهب و خدانشناسی که (صرفا بخاطر مخالفت با لیبرالیسم غربی)، از حمایت رسانه ای حتی در کشور مسلمان ایران هم بی بهره نبوده اند!
حتی در اکثر مواقع در جستجوی عباراتی نظیر "مخالفان حکومت کره شمالی" با فیلترینگ وزارت فناوری اطلاعات مواجه خواهید شد!
تصاویر زیر بیانگر شادی و حرکات کوچکی توسط مخالفان حکومت کره شمالی، در کره جنوبی (نزدیک مرزهای کره شمالی) است.



تا بعد!


تا بعد!
سلام.
چند عکس جالب را در ادامه ببینید:





تا بعد!
سلام.
حکایت جالبی به ایمیلم واصل شده بود که حدث زدم برای شما دوستان بازدیدکننده نیز جالب باشد.
زین سبب آن را ذیلا درج می کنم:
((( در یونان باستان، سقراط به دانش زیادش مشهور و احترامی والا داشت. روزی یکی از آشنایانش، فیلسوف بزرگ را دید و گفت:سقراط، آیا میدانی من چه چیزی درباره دوستت شنیدم؟"سقراط جواب داد: "یک لحظه صبر کن، قبل از اینکه چیزی به من بگویی، مایلم که از یک آزمون کوچک بگذری. این آزمون، پالایش سهگانه نام دارد .
آشنای سقراط: "پالایش سهگانه؟"
سقراط: "درست است، قبل از اینکه درباره دوستم حرفی بزنی، خوب است که چند لحظه وقت صرف کنیم و ببینیم که چه میخواهی بگویی. اولین مرحله پالایش حقیقت است. آیا تو کاملا مطمئن هستی که آنچه که درباره دوستم میخواهی به من بگویی حقیقت است؟"
آشنای سقراط: "نه، در واقع من فقط آن را شنیدهام و..."
سقراط: "بسیار خوب، پس تو واقعا نمیدانی که آن حقیقت دارد یا خیر. حالا بیا از مرحله دوم بگذر، مرحله پالایش خوبی. آیا آنچه که درباره دوستم میخواهی به من بگویی، چیز خوبی است؟"
آشنای سقراط: "نه، برعکس..."
سقراط: " پس تو میخواهی چیز بدی را درباره او بگویی، اما مطمئن هم نیستی که حقیقت داشته باشد. با این وجود ممکن است که تو از آزمون عبور کنی، زیرا هنوز یک سوال دیگر باقی مانده است: مرحله پالایش سودمندی. آیا آنچه که درباره دوستم میخواهی به من بگویی، برای من سودمند است؟"
آشنای سقراط: " نه، نه حقیقتا."
سقراط نتیجهگیری کرد: "بسیار خوب، اگر آنچه که میخواهی بگویی، نه حقیقت است، نه خوب است و نه سودمند، چرا اصلا میخواهی به من بگویی؟"
اینچنین است که سقراط فیلسوف بزرگی بود و به چنان مقام والایی رسیده بود.)))
همه پند بود، نه؟؟!
تا بعد...
|
|