دست نویس
 
 
خاطرات - مخاطرات و شرح المسافرات (صفحات شخصی حامد عبداله پور)
 
سلام.

 همانطور که در قسمت های اول و دوم سفرنامه نوشتم در ۱۴ اردی بهشت امسال برای سفر به کاشان راهی قم شدیم.شب را در قم ماندیم و فردایش (روز ۱۵ اردیبشهت) پس از ورود به کاشان به بازدید از باغ فین و خانه های تاریخی کاشان سپری کردیم. پس فردایش هم که مصادف با جمعه ۱۶ اردیبشهت ۹۰ بود ساعت ۸ صبح پس از صرف صبحانه برای بازدید از مراسم گلاب گیری و نیز خرید گلاب و عرقیات راهی قمصر شدیم. ساعت ۲ بعد از ظهر بود که در ابیانه بودیم. به هنگام عصر و در مسیر بازگشت بودیم که تصمیم گرفتیم حالا که دو ساعتی به غروب آفتاب مانده است بازدیدی از شهر بادرود و اگر شد مناطق کویری داشته باشیم...

در راه برگشت به سمت آزادراه نطنز-کاشان اگر از زیرگذر آزادراه عبور کرده و به سمت شمال پیشروی نمایی پس از طی ده-پانزده دقیقه از مسیر به شهر بادرود می رسی که امامزاده آقای علی عباس (ع) نیز در این شهر قرار دارد.

میدان مرکزی شهر بادرود

پس از گذشتن از شهر بادرود برای بازدید از نواحی کویری به قسمت غربی منطقه سفر کردیم.

برای من و خانواده ام که متعلق به سرسبزترین نقاط شمال کشور هستیم خوب دیدار از مناطق کویری هم نمی تواند خالی از لطف باشد.

در گشت و گذارمان راهمان به یک کمپ کویری به نام متین آباد نیز ختم شد که البته بدلیل اینکه ورود به کمپ مستلزم رزرو قبلی از دفتر مرکزی آن در تهران بود ما نتوانستیم وارد‌ان شویم ولی گویا امکانات جالب کویرنوردی، شترسواری، رصد ستارگان در شب به همراه اقامت در چادر و نیز سوییت های مجهز از امکانات این کمپ می باشد که درنظر دارم یک بار در سفر مجدد به کاشان یا اصفهان یک شب را هم در این کمپ سر کنم...

علی ایحال، پس از گرفتن چند عکس در مناطق کویری راهمان را از جاده ناهموار داخل کویر به سمت کاشان ادامه دادیم.

جاده جالبی نبود ولی برای من که علاقه مند به رانندگی در مسیرهای متفاوت و جاده های جدید هستم خوب بود. در مسیر از داخل چندین روستا و آبادی رد شدیم و بالاخره ساعت ۸ شب بود که به کاشان رسیدیم و پس از صرف شام در اقامتگاهمان شب را به صبح رساندیم.

قرار بود که فردا به تهران برگردیم. تا ظهر فرصت داشتیم که از برخی دیگر از جاذبه های گردشگری کاشان نیز بازدید نماییم. تصمیم گرفتیم به نیاسر در ۲۵ کیلومتری جنوب غربی کاشان برویم.

شهری بسیار کوچک و خوش آب و هوا.

شهری که جاذبه هایی مانند آبشار نیاسر، حمام صفوی، چهارتاقی، غار و... را در خود جای داده است.

ولی متاسفانه زمانی که ما وارد شهر شدیم هم هوا بشدت گرم بود و هم ازدهام جمعیت در یک روز تعطیل موجب شده بود که حتی برای پارک اتوموبیل هم بسختی جا پیدا کردیم.

شهر نیاسر از بالا

پس از بازدید از آبشار نیاسر (که البته آن چیزی هم که فکر می کردیم نبود - آبشار آسیاب خرابه در جلفا چیز دیگری بود!) و صرف فنجانی چای و خرید سوغاتی (کلوچه نیاسر و شیرینی گردویی...) به سمت تهران حرکت کردیم.

ناهار را هم ساعت ۳ عصر در رستوران ... در میانه راه کاشان به قم صرف نمودیم و ساعت از ۵ عصر گذشته بود که به منزل رسیدیم.

سفر فشرده، ولی پرباری بود. به همه شما بازدیدکنندگان محترم وبلاگ هم توصیه می کنم که اگر هنوز از شهر کاشان و خانه های تاریخی منحصربفرد و زیبای آن بازدید نکرده اید، یک سفر به این شهر برنامه ریزی کنید. حتی اگر یک روزه باشد.

تا سفر بعدی و سفرنامه بعدی... خدانگهدار!  

 

 |+| نوشته شده در  دوشنبه سی ام خرداد ۱۳۹۰ساعت 16:14  توسط حامد عبداله پور  | 
 

سلام.

تیم فوتبال پرسپولیس با قهرمانی در بیست و چهارمین دوره رقابت های جام‌حذفی باشگاه‌های کشور، برای پنجمین بار فاتح این جام شد.

این بازی عصر دیروز و در ورزشگاه تختی بندر انزلی برگزار شد و در مجموع دو بازی رفت و برگشت پرسپولیس ۴-۳ صاحب برتری و عنوان قهرمانی شد.

تیتر روزنامه گل - امروز شنبه 21-03-1390 درمورد قهرمانی پرسپولیس

اعضای تیم فوتبال پرسپولیس در حالی جشن قهرمانی خود در رقابت‌های جام حذفی را در زمین چمن ورزشگاه تختی انزلی برگزار می‌کردند که هواداران ملوان به سمت آنها صندلی و سنگ پرتاب کردند.

پس از سوت پایان بازی هواداران ملوان در اعتراض به قهرمانی پرسپولیس (!) اقدام به شكستن صندلي ها و ورود به داخل زمين ورزشگاه تختي نمودند كه با دخالت نيروهاي انتظامي متفرق شدند.

به گزارش مهر، تیم فوتبال پرسپولیس در دیداری توانست با برتری 4 بر 3 برابر ملوان قهرمان رقابت‌های جام حذفی شود که حاشیه های زیادی نظیز آنچه در زیر می خواسنید داشت:

* در اواخر مسابقه یکی از هواداران منتسب به تیم فوتبال ملوان به داخل زمین دوید اما با اقدام به موقع مسئولان نیروی انتظامی نتوانست به هیچ بازیکنی آسیب وارد کند.

* پس از پایان مسابقه هواداران عصبانی تیم فوتبال ملوان صندلی‌های ورزشگاه را کنده و به داخل زمین پرتاب می‌کردند.

* بازیکنان تیم پرسپولیس به همراه اعضای کادر فنی پس از مسجل شدن قهرمانی‌شان در رقابت‌های جام حذفی در میانه زمین به جشن و پایکوبی پرداختند که در این میان هواداران ملوان به سمت آنان صندلی شکسته و سنگ پرتاب می‌کردند.

* اکثر سنگ‌های پرتاب شده به میانه زمین از جایگاه ویژه بود که این احتمال وجود داشت این سنگ‌ها پس از برخورد به بازیکنان یا خبرنگاران آنها را دچار مصدومیت کند.

* خبرنگارانی که از تهران برای پوشش این مسابقه به انزلی رفته بودند پس از شنیدن صدای سوت مسابقه برای در امان بودن از پرتاب سنگ خود را به وسط زمین رساندند.

 

این قهرمانی را به همه هواداران پرسپولیس همیشه قهرمان تبریک می گویم.

 |+| نوشته شده در  شنبه بیست و یکم خرداد ۱۳۹۰ساعت 12:14  توسط حامد عبداله پور  | 
 

سلام.

به نقل از بشیر نیوز:

خبرگزاری فارس از ناپدید شدن 16 مجسمه در ساری خبر داد. این خبرگزاری آورده است:
« 16 مجسمه اسب كه در ميدان امام شهرستان ساري تعبيه شده بود ناپديد شد. ميدان امام (ره) يكي از ورودي‌هاي مركز مازندران از سمت جاده قائمشهر است كه مجسمه 16 اسب در اين ميدان خودنمايي مي‌كرد اما ديروز اين مجسمه‌ها ناپديد شدند. سال‌ها قبل توسط فعالان فرهنگي استان برداشتن اين نماد از ميدان امام ساري مطرح بود اما اينكه اين مجسمه‌ها با چه هدفي برداشته شد سئوالي است كه بايد به آن پاسخ داده شود. 16 مجسمه اسب ميدان امام ساري در چهار طرف اين ميدان به رنگ طلايي مايل به سرخ رنگ شده بود اما اين مجسمه‌ها ديروز ناپديد شدند. در دهه 70 نيز قسمتي از اين نماد كه گفته ميشد از جنس برنز است به سرقت رفت. قدمت اين مجسمه‌ها حدود 50 سال عنوان شد. »


خبرهای دریافتی حاکی از آن است که فعلا اسب ها را زین کرده و برای یک مسابقه آماده کردند تا کدام يك زودتر به پارک و میادین دیگرساري می رسند و در آنجا نصب و مورد بازدید عموم قرار گیرند

 نمای جدید میدان!

گویا هر روز باید تو این مملکت منتظر یک اتفاق عجیب و غریب جدید باشیم!!!

جای تاسف است. 

 

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم خرداد ۱۳۹۰ساعت 11:56  توسط حامد عبداله پور  | 
سلام.

 عکسهای زیر نیز مربوط به روز شنبه ۱۴ خرداد ۱۳۹۰ است:

تا بعد...

 |+| نوشته شده در  سه شنبه هفدهم خرداد ۱۳۹۰ساعت 10:22  توسط حامد عبداله پور  | 
 

سلام.

عکسهای زیر مربوط به روز شنبه ۱۴ خرداد ۱۳۹۰ است:

تا بعد!

 |+| نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم خرداد ۱۳۹۰ساعت 13:49  توسط حامد عبداله پور  | 
 

سلام.

 همانطور که در قسمت اول سفرنامه نوشتم در ۱۴ اردی بهشت امسال برای سفر به کاشان راهی قم شدیم.

شب را در قم ماندیم و چون شب شهادت حضرت فاطمه هم نزدیک بود به زیارت حضرت فاطمه معصومه (س) رفته و فیض زیارت شامل حالمان گردید. پس از اندکی خرید سوغات، شب را در مکانی که از قبل یکی از دوستانمان برایمان تدارک دیده بود به صبح رساندیم...

روز ۱۵ اردیبشهت را به بازدید از باغ فین و خانه های تاریخی کاشان سپری کردیم.

فردا روز که مصادف با جمعه ۱۶ اردیبشهت ۹۰ بود ساعت ۸ صبح پس از صرف صبحانه برای بازدید از مراسم گلاب گیری و نیز خرید گلاب و عرقیات راهی قمصر شدیم.

قمصر شهری کوچک و با طبیعت زیبا در جنوب غربی شهر کاشان است که حدود ۳۰ کیلومتر با آن فاصله دارد و جاده خوبی هم دارد.

نقشه قمصر

البته ما توقف هایی نیز در بین راه داشتیم و خلاصه ساعت ۱۰ صبح به قمصر رسیدیم.

از ۵ کیلومتر مانده به قمصر تا خود شهر و نیز داخل شهر ترافیک بود. 

باغ گل - قمصر

پس از بازدید از باغها و کارگاههای مختلف گلاب گیری سنتی - چند بطری گلاب و عرق بهار نارنج و عرق نعناع و... خریدیم و پس از لختی استراحت در یکی از باغها و گرفتن عکسهای زیبا به سمت کاشان برگشتیم.

گل های زیبای محمدی

برنامه مان این بود که عصر به ابیانه برویم.

پس از مشورت با خانواده تصمیم گرفتیم که مستقیما راهی ابیانه شویم.

ساعت ۲ بعد از ظهر بود که در ابیانه بودیم.

ابیانه روستای تاریخی نسبتا زیبایی است که در راهی فرعی از آزادراه کاشان - نطنز و در انتهای جاده ای قرار دارد که ۶ روستای دیگر نظیر کمجان نیز در آن مسیر هستند.

پس از ورود به ابیانه سعی بر آن داشتیم که در کمترین فرصت ممکن جاذبه های مختلف آن را ببینیم.

کوچه های تنگ و جالب و خانه هایی که از خاک رس ساخته شده اند...

خانه سنتی در ابیانه

و البته برخی اهالی که با ساختن خانه های مدرن تر ترکیب سنتی آنجا را کمی ناهمگون کرده بوددند.

از جمله اماکن دیدنی آن که دیدیم و مورد توجهمان قرار گرفت امامزاده عیسی یحیی و مسجد روستا در قسمت جنوب شرقی آن بود.

امامزاده

یک موزه مردم شناسی هم داشت که خیلی چیزهای بارزشی در آن نبود ولی بدک نبود.

لباس های گل منگلی بانوان منطقه هم جالب بود (و البته اصلا تمیز نبود).

برخی از بانوان منطقه لباسها را برای عکس گرفتن می دادند ملت بپوشند و از آنها پول می گرفتند.

(نمی دانم آیا این کار بهداشتی بود یا نه؟) ولی ما که میخواستیم برای دختر کوچکمان از آن لباس محلی بخریم جایی را پیدا نکردیم.

 نمونه ای لباس محلی زنان ابیانه

خلاصه تا ساعت ۴ در آنجا بودیم.

از وقت ناهارمان گذشته بود و ما هنوز سرگرم تفرج!

خلاصه جوجه ای و گوجه ای ابتیاع نمودیم و در مسیر برگشت از ابیانه به سمت آزادراه در کرانه نهر پر آبی که در جوار راه بود توقف کردیم و ناهار را صرف کردیم. و پس از اندکی استراحت هنوز ساعت ۶ عصر نشده بود که به سمت کاشان به راه افتادیم.

در مسیر بازگشت بودیم که تصمیم گرفتیم حالا که دو ساعتی به غروب آفتاب مانده است بازدیدی از شهر بادرود و اگر شد مناطق کویری داشته باشیم.

نقشه منطقه

راه زیاد دوری نبود...

طی روزهای آینده باقی سفرنامه را نیز در وبلاگ قرار می دهم.

تا بعد!

  

 

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم خرداد ۱۳۹۰ساعت 11:8  توسط حامد عبداله پور  | 
 

برخورد کهکشانی - عکس زیباییست... نه؟!

برخورد کهکشانی

 |+| نوشته شده در  دوشنبه نهم خرداد ۱۳۹۰ساعت 18:29  توسط حامد عبداله پور  | 
 

سلام.

سالروز ولادت حضرت فاطمه زهرا (س) و روز زن مبارک باد.

زود برمیگردم!

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه چهارم خرداد ۱۳۹۰ساعت 9:19  توسط حامد عبداله پور  | 
 

سلام.

سوم خردادماه سالروز آزادی خرمشهر گرامی باد.

با آرزوی آباد شدن این شهر خرم به مانند سالیان نه چندان دور قبل از جنگ.

خرمشهر آزاد شد

تا بعد.

 |+| نوشته شده در  سه شنبه سوم خرداد ۱۳۹۰ساعت 15:20  توسط حامد عبداله پور  | 
 

ناصر حجازی پیشکسوت ارزشمند فوتبال کشورمان ساعتی قبل از ظهر امروز در بیمارستان کسری تهران و پس از ۱۵ ماه تحمل درد و رنج بیماری درگذشت.

مراسم تشییع پیکر این "مرد" چهارشنبه ساعت ۹ صبح از روبروی ورزشگاه شهید شیرودی برگزار می شود.

 

برای شادی روحش صلوات.

  

 |+| نوشته شده در  دوشنبه دوم خرداد ۱۳۹۰ساعت 17:4  توسط حامد عبداله پور  | 
 

سلام.

 هفته گذشته نمایشگاه بین المللی گل و گیاه تهران در محل بوستان گفت و گو برقرار شده بود که من هم به اتفاق خانواده در روز جمعه گذشته (که آخرین روز نمایشگاه هم بود) از آن بازدید نمودم.

نمایشگاه بسیار زیبایی پای برج میلاد بنا شده بود که خیلی خوشمان آمد و ۲ ساعتی را در آنجا بودیم.

۳ عدد گل زیبای آپارتمانی هم خریدیم.

هم فضای بیرونی (ورودی) نمایشگاه خوب تزیین و آماده شده بود و هم فضای داخلی و سرپوشیده آن.

البته مشکلاتی همچون گرمای بیش از حد هوا طی روزهای اخیر (که به برگزارکنندگان نمایشگاه ایرادی وارد نیست) و کم بودن ظرفیت پارکینگ نمایشگاه - کوچک بودن فضای سرپوشیده نمایشگاه - تراکم و فشردگی غرفه ها و... نیز مشاهده شد.

البته شاید حضور ما در روز آخر که روز تعطیل هم بود مزید بر علت شده بود که جای پارک بد گیر بیاد و هم فضای خود نمایشگاه شلوغتر از معمول باشه.  

ولی دکور زیبای نمایشگاه همراه با زیبایی بصری ناشی از نفس وجود گل و گیاه در آن باعث شده بود که از گشت و گذار در آن محیط متراکم و شلوغ خسته نشویم.

لازم به ذکر است که نمایندگان کشور دوست و برادر "چین" هم در نمایشگاه حضور فعال داشتند.

 تا بعد!

 |+| نوشته شده در  دوشنبه دوم خرداد ۱۳۹۰ساعت 10:52  توسط حامد عبداله پور  | 
سلام.

صبح امروز زارعیان مدیر روابط عمومی شرکت مخابرات در بخش از مصاحبه تلفنی خود با رادیو (متوجه نشدم کدام شبکه بود ولی احتمالا رادیو جوان) و در پاسخ به این سوال مجری برنامه که: شرکت مخابرات برای بهبود وضعیت اینترنت چه برنامه های دارد؟ گفت: برنامه ای برای افزایش ظرفیت و توان اینترنت در کشور فعلا وجود ندارد. ولی ایجاد امکانئ استفاده ۵/۲ میلیون کاربر جدید از همین ظرفیت اینترنت جزو برنامه های اصلی شرکت است.

حال شما خودتان قضاوت کنید با این فیلترنت (ببخشید اینترنت) که ما هم اکنون داریم هم مشکلات عدیده ای وجود دارد که مهمتر از همه سرعت پایین آن است - خوب اگر قرار بر اینب اشد که ۲۰درصد هم به حجم استفاده کنندگان از این فضای محدود افزوده شود دیگر چه باید کرد؟؟

فقط باید گفت با این روش خصوصی سازی که در کشور اتفاق افتاده باید کلاهمان را هم بالا بیندازیم که اگرچه از هر ۱۰۰ آدرس اینترنتی ۹۹ تای آن فیلتر است لااقل ایمیل هایمان را فیلتر نکرده اند و هرازگاهی به مقصد می رسد.

بروبچه های ستاد مشترک مخابرات... دست مریزاد...

 |+| نوشته شده در  دوشنبه دوم خرداد ۱۳۹۰ساعت 10:44  توسط حامد عبداله پور  | 
سلام.

 

چهار روز قبل به ناگهان ناصر حجازی مجددا به کما رفت... 

هواداران همیشگی وی - با تجمع مقابل درب بیمارستان کسری برای سلامتی همه بیماران خصوصا ناصر حجازی ورزشکار باسابقه و اسطوره فوتبال کشورمان دعا می کنند.

شما هم دعا کنید...

 |+| نوشته شده در  دوشنبه دوم خرداد ۱۳۹۰ساعت 10:40  توسط حامد عبداله پور  | 
  بالا