|
دست نویس
|
||
|
خاطرات - مخاطرات و شرح المسافرات (صفحات شخصی حامد عبداله پور) |
سلام.
در عکس زیر: معلوم نیست خرزوخان در کنار بانوی اول سابق ایالات متحده نشسته یا واقعا خود همسر پادشاه عربستانه!

...
سلام.
با درود بی پایان به محضر خدای بزرگ که تومار دیکتاتورهای زمان را یکی یکی درهم می پیچد و با آرزوی زندگی در جهانی بدون دیکتاتور - همانگونه که حتما بازدیدکنندگان محترم مطلعند ان شاءالله طی ماهها (و شاید هم روزهای آینده) پروندهسلطنت معمر قذافی هم بسته و پرونده خیانت و ترور وی در دادگاه های صالحه جهانی و دادگاه جنایات جنگی گشوده می شود.
از این روی در ادامه شناختنامه این دیکتاتور برای آگاهی بیشتر شما عزیزان درج می گردد (هرچند شاید برای برخی تکراری باشد ولی خالی از لطف نیست):
معمر قذافی ۶۸ ساله است و در چهل و دو سال گذشته، قدرت را در اين كشور در دست داشته است. سرهنگ قذافى در ۲۷ سالگى توانست به همراه گروهى از افسران ليبى، ادريس اول پادشاه ليبى را در كودتاى بدون خونريزى از قدرت بركنار كند. وی در صحرايى در نزديكى استان سرت به دنيا آمده و به دلیل نحوه لباس پوشيدن خود و داشتن محافظان زن معروف است.
فلسفه سياسى او در كتابى با نام «كتاب سبز» منتشر شده و به گفته او، جايگزينى براى سوسياليسم و كاپيتاليسم با افزوده هايى از دين اسلام است. او در سال ۱۹۷۷، سيستم حكومتى تحت عنوان جماهيريه يا حكومت توده ها را به ليبيايى ها معرفى كرد که بنا بر این نظريه، كشور با كنگره ها و كميته هاى مردمى اداره مى شود؛ البته در این سال ها، سرهنگ قذافى در ليبى قدرت را به طور كامل در دست داشته و انفرادى بر اين كشور حكومت كرده است.

همسر اول سرهنگ قذافى، معلم مدرسه بود. آن دو پیش از ازدواج همديگر را نديده بودند. آنها يك پسر به نام محمد دارند و شش ماه پس از ازدواج جدا شدند.

همسر دوم صفيه فركاش، همسر دوم آقاى قذافى و مادر هفت فرزندش است. آنها همچنين يك دختر و پسر به نام هاى ميلاد و حنا را به فرزندخواندگى قبول كرده اند. حنا در چهار سالگى در بمباران طرابلس در سال ۱۹۸۶ توسط آمريكايى ها كشته شد.
محمد قذافى فرزند رهبر ليبى از همسر اول اوست. او رئيس كميته المپيك ليبى است كه مقر آن در طرابلس است. او همچنين مديرعامل شركت پست و مخابرات این کشور است كه مسئوليت اداره تلفن هاى همراه و ارتباطات ماهواره اى را به عهده دارد.
سيف الاسلام قذافى ۳۸ سال دارد و انگليسى را روان صحبت مى كند. او از مدرسه اقتصاد لندن، مدرك دكترا گرفته و عمدتا در جبهه افرادى ديده مى شود كه خواهان آزادسازى اقتصاد ليبى هستند. او مسئول بنياد خيريه بين المللى قذافى و بنياد توسعه است كه در آزاد كردن گروگان ها از دست پيكارجويان اسلامگرا به ویژه در فيليپين نقش داشته است. در سال ۲۰۰۶ او پس از انتقاد از حكومت پدرش، ليبى را ترك كرد، اما دوباره به كشور بازگشت.

از او به عنوان چهره مدرن ليبى ياد مى شود، ولی در سال ۲۰۰۸ اعلام كرد كه علاقه اى به به ارث بردن قدرت از پدرش ندارد. او در اوج ناآرامى هاى اخير ليبى، در تلويزيون دولتى ظاهر شد و نسبت به بروز جنگ داخلى در اين كشور هشدار داد و هم اکنون نیز در کشتار مردم سهم بسزایی دارد.
ساعدى قذافى ۳۶ ساله است و با دختر يك فرمانده ارتش ليبى ازدواج كرده است. او قبلا فوتبال بازى مى كرد و براى مدت کوتاهی، در یکی از تیم های ليگ برتر ايتاليا توپ زد. او اكنون رئيس فدراسيون فوتبال ليبى است و در زمانى كه فوتبال بازى مى كرد، كاپيتان تيم ملى بود. از زمان بازنشستگى از فوتبال، او در صنعت فيلم سازى نيز فعال بوده و ظاهرا صد ميليون دلار در فيلمى كه بازسازى يك تريلر آلمانى بود سرمايه گذارى كرد.
معتصم بالله قذافى که سن و سال او معلوم نيست. سرهنگ دوم ارتش ليبى است و گفته شده كه سال ها پيش، پس از طراحى كودتايى عليه پدرش به مصر گريخت، ولی بخشوده شد و اجازه بازگشت به كشور را گرفت. او هم اكنون مشاور امنيت ملى پدرش است و فرماندهى يك واحد ارتش را به عهده دارد.
هانيبال قذافى که براى شركت ملى حمل و نقل دريايى ليبى كار مى كرد و مسئوليت انتقال نفت ليبى را به عهده داشت. گفته شده او در چند حادثه خشونت بار دست داشته و در سال ۲۰۰۵ متهم شد كه دوست دختر حامله خود را در پاريس مورد ضرب و شتم قرار داده. او در سال ۲۰۰۸ در ژنو سوئيس پس از آن كه دو مستخدمش، او را متهم كردند كه به آنها حمله كرده، بازداشت شد.
او بعدا با تأمين وثيقه آزاد شد، اما اين رخداد موجب شد تا دولت ليبى، محصولات سوئيس را تحريم کرده و شركت هاى سوئيسى را از اين كشور اخراج كند. لیبی همچنین ديپلمات هاى خود را از برن فراخواند. هانيبال، سوئيس را مافياى جهانى ناميده و گفته اين كشور بايد تجزيه شود.
سيف العرب قذافى که اطلاعات بسیاری درباره اين فرزند جوان رهبر ليبى در دست نيست. به نوشته روزنامه ديلى تلگراف، در سال ۲۰۰۸ ماشين فرارى او به دليل سر و صداى زياد اگزوز ماشين، در آلمان توقيف شد. او در آن زمان در مونيخ درس مى خواند. وی چند روز پیش پس از آنکه پدرش وی را مأمور به سرکوب مردم بنغازی کرده بود با تخطئه پدرش، به انقلابیون پیوست.
خميس قذافى يك افسر پليس است و تعليمات نظامى خود را در روسيه گذرانده. او فرماندهى نيروى ويژه ای را به عهده دارد. گفته شده كه فرماندهى سركوب معترضان در بنغازى با او بوده است.
عايشه قذافى تنها دختر رهبر لیبی ۳۴ سال دارد و از مشاوران حقوقى گروه وكلاى مدافع صدام، رهبر سابق عراق بود. او در سال ۲۰۰۶ با يكى از اقوام پدرى ازدواج كرد. او مدير بنياد خيريه «واعتصموا» و سفير حسن نيت برنامه پيشرفت و توسعه ملل متحد در ليبى است.

ميلاد قذافى فرزند خوانده قذافى است و گفته شده كه در جريان بمباران مجتمع مسكونى قذافى توسط آمريكا در سال ۱۹۸۶ جان رهبر لیبی را نجات داده است.
سلام.
برای حسن ختام مطالب امروز چند عکس جالب درنظر گرفته ام که مشاهده آنها خالی از لطف نیست:



![]()



شب بخیر!
سلام.
در ادامه عکسهایی جالب و خاطره انگیز از آیت الله هاشمی رفسنجانی ملاحظه می کنید.(برخی از عکسها مربوط به حال و هوای جبهه است).




.jpg)
![]()
بچه های نسل پنجم توجه کنند بد نیست!
سلام.
در نجابت و پاکی ایرانیان باستان یاد اور شدیم که اسکندر ملعون در مهمترین بیانات خویش در تخت جمشید گفت: من در تمام سرزمین پارس با انکه زنانش افت چشمانند (از نظر زیبایی) ولی به یک زن روسپی بر خورد نکردم).

در پاسخ فیلم بی مقدار 300 بخشی از خباثت های یونانی ها را بر خواهیم شمارد.یونانیان باستان به گفته ویل دورانت( عشق و ازدواج ) اکثرا زنان زیر پانزده سال را برای ازدواج بر میگزینند .

مردان یونان پس از اولین ازدواج بر طبق قانونشان آزاد هستند باهر زن دیگری آمیزش و همبستری کنند . دموستن می گوید با فاحشه گان شبها هم آغوش می شویم و با کنیزان و زنان غیر مشروع خود در روزها سلامت جسمانی خویش را تامین می کنیم . زن اول بر مردان خویش خرده نمی گیرند و مرد می تواند کنیزی را به خانه بیاورد و در روزگار جوانی با او در کنار همسرش نزدیکی کند . این عمل تا زمانی که کنیزک جوان باشد عملی می شود و سپس او به خدمتکار خانه آنها انتخاب میگردد . مردان می توانند بدون ارائه مدرک و دلیل زنان خویش را طلاق دهند . اگر زن و شوهری نتوانند فرزند بیاورند و مرد عقیم باشد یکی از بستگان مرد با زن او همبستر می شود و بچه بدنیا آمده فرزند قانونی آنها می شود . زنان بیشتر توسط مردان خانه نشین هستند و با پاسداری مردانشان می توانند از خانه خارج شوند . حتی مردانی که مهمان به خانه می آورند زن حق ورود به مجلس را ندارد ...
ادامه مطلب را از دست ندهید!...
سلام.
روزی رسول خدا صلی الله علیه و آله نشسته بود، عزراییل به زیارت آن حضرت آمد.
پیامبر از او پرسید:
"ای برادر! چندین هزار سال است که تو مأمور قبض روح انسان ها هستی، آیا در هنگام جان کندن آنها دلت برای کسی سوخته است؟"
عزرائیل گفت در این مدت دلم برای دو نفر سوخت:
"۱- روزی دریایی طوفانی شد و امواج سهمگین آن یک کشتی را در هم شکست. همه سر نشینان کشتی غرق شدند، تنها یک زن حامله نجات یافت او سوار بر پاره تخته کشتی شد و امواج ملایم دریا او را به ساحل آورد و در جزیره ای افکند و در همین هنگام فارغ شد و پسری از وی متولد شد، من مأمور شدم که جان آن زن را بگیرم، دلم به حال آن پسر سوخت.
۲- هنگامی که شداد بن عاد سالها به ساختن باغ بزرگ و بی نظیر خود پرداخت و همه توان و امکانات و ثروت خود را در ساختن آن صرف کرد و خروارها طلا و جواهرات برای ستونها و سایر زرق و برق آن خرج نمود تا تکمیل نمود. وقتی خواست به دیدن باغ برود همین که خواست از اسب پیاده شود و پای راست از رکاب به زمین نهد، هنوز پای چپش بر رکاب بود که فرمان از سوی خدا آمد که جان او را بگیرم، آن تیره بخت از پشت اسب بین زمین و رکاب اسب گیر کرد و مرد، دلم به حال او سوخت بدین جهت که او عمری را به امید دیدار باغی که ساخته بود سپری کرد اما هنوز چشمش به باغ نیفتاده بود اسیر مرگ شد."

در این هنگام جبرئیل به محضر پیامبر (صل الله علیه و آله) رسید و گفت: "ای محمد! خدایت سلام می رساند و می فرماید:
به عظمت و جلالم سوگند شداد بن عاد همان کودکی بود که او را از دریای بیکران به لطف خود گرفتیم و از آن جزیره دور افتاده نجاتش دادیم و او را بی مادر تربیت کردیم و به پادشاهی رساندیم، در عین حال کفران نعمت کرد و خود بینی و تکبر نمود و پرچم مخالفت با ما بر افراشت، سر انجام عذاب سخت ما او را فرا گرفت، تا جهانیان بدانند که ما به آدمیان مهلت می دهیم ولی آنها را رها نمی کنیم."
سلام.
داستان طنز:
دوشنبه الان رسيديم خونه بعد از مسافرت ماه عسل و تو خونه جديد مستقرشديم.خيلي سرگرم كننده هست اين كه واسه ريچارد آشپزي ميكنم
امروز ميخوام يه جور كيك درست كنم
كه تو دستوراتش ذكر كرده 12 تا تخم مرغ رو جدا جدا بزنين ولي من كاسه به اندازهي كافي نداشتم واسهي همين مجبور شدم 12 تا كاسه قرض بگيرم تا بتونم تخم مرغها رو توش بزنم .
سهشنبه
ما تصميم گرفتيم واسهي شام سالاد ميوه بخوريم . در روش تهيهي اون نوشته بود « بدون پوشش سرو شود » (dressing= لباس ، سسزدن) خب من هم اين دستور رو انجام دادم ولي ريچارد يكي از دوستاشو واسه شام آورده بود خونه مون . نميدونم چرا هر دو تاشون وقتي كه داشتم
واسهشون سالاد رو سرو ميكردم اون جور عجيب و شگفتزده به من نگاه ميكردن.
چهارشنبه
امروز تصميم گرفتم برنج درست كنم و يه دستور غذايي هم پيدا كردم واسهي اين كار كه ميگفت قبل از دم كردن برنج كاملا شستوشو كنين.
پس من آبگرمكن رو راه انداختم و يه حموم حسابي كردم قبل از اين كه برنج رو دم كنم . ولي من آخرش نفهميدم اين كار چه تاثيري تو دم كردن بهتر برنج داشت .

پنجشنبه
باز هم امروز ريچارد ازم خواست كه واسهش سالاد درست كنم . خب من هم يه دستور جديد رو امتحان كردم .
تو دستورش گفته بود مواد لازم رو آماده كنين و بعد اونو روي يه رديف كاهو پخش كنين و بذارين يه ساعت بمونه قبل از اين كه اونو بخورين . خب منم كلي گشتم تا يه باغچه پيداكردم و سالادمو روي يه رديف از كاهوهايي كه اون جا بود پخش و پرا كردم و فقط مجبور شدم يه ساعت بالاي سرش بايستم كه يه دفعه يه سگي نياد اونو بخوره. ريچارد اومد اون جا و ازم پرسيد من واقعا حالم خوبه؟؟
نميدونم چرا ؟ عجيبه !!! حتما خيلي تو كارش استرس داشته. بايد سعي كنم يه مقداري دلداريش بدم.
جمعه
امروز يه دستور غذايي راحت پيدا كردم . نوشته بود همهي مواد لازم رو تو يه كاسه بريز و بزن به چاك beat it = در غذا : مخلوط كردن ، در زبان عاميانه : بزن به چاك. خب منم ريختم تو كاسه و رفتم خونهي مامانم . ولي فكر كنم دستوره اشتباه بود چون وقتي برگشتم خونه مواد لازم همون جوري كه ريخته بودمشون تو كاسه مونده بودند.
شنبه
ريچارد امروز رفت مغازه و يه مرغ خريد و از من خواست كه واسهي مراسم روز يكشنبه اونو آماده كنم ولي من مطمئن نبودم كه چه جوري آخه ميشه يه مرغ رو واسه يكشنبه لباس تنش كرد و آماده اش كرد .
قبلا به اين نكته تو مزرعهمون توجهي نكرده بودم ولي بالاخره يه لباس قديمي عروسك پيدا كردم و با كفشهاي خوشگلش ..واي من فكر ميكنم مرغه خيلي خوشگل شده بود.
وقتي ريچارد مرغه رو ديد اول شروع كرد تا شمارهي 10 به شمردن ولي بازم خيلي پريشون بود.
حتما به خاطر شغلشه يا شايدم انتظار داشته مرغه واسهش برقصه.
وقتي ازش پرسيدم عزيزم آيا اتفاقي افتاده ؟شروع كرد به گريه و زاري و هي داد ميزد آخه چرا من ؟ چرا من؟
هووووم ... حتما به خاطر استرس كارشه ... مطمئنم ...
سلام.

لقمان حكيم پسر را گفت:امروز طعام مخور و روزه دار، و هرچه بر زبان راندى، بنويس . شبانگاه همه آنچه را كه نوشتى، بر من بخوان. آنگاه روزهات را بگشا و طعام خور. شبانگاه، پسر هر چه نوشته بود، خواند. ديروقت شد و طعام نتوانست خورد. روز دوم نيز چنين شد و پسر هيچ طعام نخورد. روز سوم باز هر چه گفته بود، نوشت و تا نوشته را بر خواند،آفتاب روز چهارم طلوع كرد و او هيچ طعام نخورد . روز چهارم، هيچ نگفت . شب، پدر از او خواست كه كاغذها بياورد و نوشتهها بخواند. پسر گفت: امروز هيچ نگفتهام تا برخوانم. لقمان گفت: پس بيا و از اين نان كه بر سفره است بخور و بدان كه روز قيامت، آنان كه كم گفتهاند، چنان حال خوشى دارند كه اكنون تو دارى.
جالب بود نه؟!
پس تا بعد!
سلام
هولوکاست (از یونانی ὁλόκαυστον)، یا «همهسوزی»، به کشتار دسته جمعی و نسل کشی نزدیک به یازده میلیون نفر بخصوص شش میلیون یهودیان بر پایه نژاد، مذهب و ملیت در طی جنگ جهانی دوم بدست آلمان نازی و از ۱۹۴۱ تا انتهای ۱۹۴۵ در اردوگاههای مرگ آلمان نازی، اطلاق می شود.
واژه هولوکاست (به عبری: השואה، شوآ) اصطلاحی مذهبی و به معنای قربانی کردن یک حیوان نر طبق سنت یهودی است. اصل این واژه دریونانی ὁλόκαυστον بودهاست که واژهای است مرکب: ὅλος یعنی به تمامی، یکسر و καυστός یعنی سوزاندن.
علاوه بر یهودیان اروپایی (اشکنازی) قربانیان اصلی هولوکاست بودند، گروههای دیگری از جمله اسلاو ها، کولی ها، معلولین، کمونیستها،سوسیالیست ها و همجنس گرایان که لایق زندگی تشخیص داده نمیشدند به روشهای گوناگون کشتار (چون گرسنگی دادن، کار اجباری، شکنجه، اعدام با گلوله "که بعدها برداشته شد" یا با اتاق گاز(گازهای سمی منوکسید کربن یا سیکلون) نابود می شدند.
![]()
البته اسنادی در دست هست که حتی گروهی از دانشمندان تحت نظر هیتلر روی این پروژه کار می کردند که چگونه فرد مورد نظر (یهودی یا ...) را بسوزانند که چربی بیشتری برای تولید صابون بدست آید. (بطور مثال با لباس، بدون لباس،...).
البته انکارکنندگان هولوکاست بر این اعتقادند که: "در اواخر جنگ جهاني دوم صحنه هاي دلخراش بعضي از اردوگاه هاي اسرا، و اجساد روي هم انباشته شده كه از بيماري تيفوس جان داده بودند، زمزمه هاي كورههاي آدم سوزي را افزايش داد و صهيونيست ها با ابزار تبليغاتي خود به طور گسترده روي اين مسأله سرمايه گذاري كردند. اما حقيقت امر چيز ديگري بود".
ولی خوب با بررسی سابقه بشر ستیزی و نژادپرستی شخص هیتلر و شرایط و اوضاع سیاسی اجتماعی آن دوران آلمان هرگز وقوع حادثه ای در این مقیاس وسیع، دور از ذهن به نظر نمی رسد.
منابع دست اول پرشماری برای بررسی هالوکاست موجود است که شامل گزارشهای نزدیک به ۵۰ هزار نفر نجاتیافته از اردوگاههای مرگ، گزارش بازماندگان دیگر یعنی مخفیشدگان، شناسایینشدگان و وادارشدگان به کارِ برده وار در کارخانهها و مزرعهها، هزاران سندِ مکتوب دولتی که رژیم فرصت از بین بردنشان را نیافت، جسدهای به جا مانده در اردوگاهها، گورهای دستهجمعی که بعدها کشف شدند، هزاران آلمانی که شاهد واقعه بودند، خاطرات نگهبانان و کارگزاران اردوگاهها و زندانها، خاطرات مقامات دولت نازی و اعترافات رهبران آلمان در دادگاههای متهمان به جنایات جنگی از جمله دادگاه نورنبرگ می شوند.

در اول نوامبر سال ۲۰۰۵، مجمع عمومی سازمان ملل متحد با صدور قطعنامه ای که به پیشنهاد آمریکا-استرالیا-کانادا و روسیه حمایت ۱۰۴ کشور و با اجماع تصویب شد، انکار هولوکاست را قابل پذیرش ندانست و بیست و هفتم ژانویه را برای یادبود قربانیان آن فاجعه، روز جهانی یادمان هالوکاست نامگذاری کرد.
ایران تنها کشوری بود که با این قطعنامه مخالفت کرد و بررسی مساله هولوکاست در مجمع عمومی سازمان ملل را اقدامی در راستای اهداف واشنگتن و متحدانش عنوان کرد!
تا بعد.
سلام.
با عنایت به آنچه که محسن هاشمی در استعفانامه اش از آن به عدم حمایت دولت از پروژه های عمرانی مترو و پیشرفت آن یاد کرده است با ارسال نامهاي به محمدباقر قاليباف از سمت خود استعفا كرد كه اين استعفا مورد موافقت شهردار تهران قرار گرفت.
به گزارش فارس، محسن هاشمي در نامهاي به محمدباقر قاليباف شهردار تهران، استعفاي خود را از سمت مديرعاملي مترو تهران اعلام كرد .
دربخشي از نامه استعفاي محسن هاشمي خطاب به شهردار تهران آمده است: عطف به استعفاهاي مكرر گذشته و پيرو مصوبه اخير در مورد ابقاي اين جانب براي يك دوره جديد، ضمن قدرداني از عنايات و اطمينان مجدد آن بزرگواران، همان گونه كه مستحضر هستند، 17 سالي است كه به عنوان عضو، رئيس هيئت مديره و مديرعامل شركت مترو تهران انجام وظيفه ميكنم.

خوشبختانه با حمايت اعضاي مجمع، هيئت مديره و همكاري و تلاش كارگران، كاركنان، مشاوران، پيمانكاران و صنعتگران موفق به راهاندازي حدود 125 كيلومتر از خطوط مترو در 4 خط با 75 ايستگاه شدهايم. اخيرا هم انجام 3 ميليارد سفر با حدود 800 واگن در شهر تهران را جشن گرفتيم. در طول اين سال ها هم سيستم حمل و نقل ريلي تهران توانست كارايي خود را نشان داده و مورد استقبال همشهريان قرار گيرد.
در بخش ديگري از اين نامه آمده است: هم اكنون نيز 15 كيلومتر از تونل و ايستگاه هاي مترو آماده ريل گذاري و نصب تجهيزات بوده و در صورت حمايت، راهاندازي حدود 15 كيلومتر مترو در سال به راحتي امكانپذير خواهد بود و سرعت ساخت تونل با 4 دستگاه حفار اتوماتيك به بيش از 20 كيلومتر در سال خواهد رسيد.
در ادامه اين نامه آمده است: متاسفانه علي رغم حمايت مجلس شوراي اسلامي، شوراي اسلامي شهر و شهرداري تهران براي تامين نقدينگي از طرق مختلف از جمله بودجه سالانه، فاينانس بينالمللي، حساب ذخيره ارزي و اوراق مشاركت، به دلايل مختلف از جمله تحريم خارجي و مشكلات داخلي امكان استفاده از اعتبارات قانوني فراهم نميشود و با وجود درآمد ارزي در سال هاي اخير، برنامه هاي مهم مترو در امر توسعه خطوط با عدم همكاري دولت دچار تاخير در تجهيز ميشود .

وي در اين نامه با اشاره به مشكلات نقدينگي براي خدمت رساني به مردم آورده است: متاسفانه هم اكنون به دليل كمبود و تجهيز ناقص واگن از نصف ظرفيت خطوط استفاده ميشود، اين در حالي است كه واگنها و تجهيزات آن در گمرك در حال خاك خوردن هستند.
در اين نامه تاكيد شده است: اكنون مردمي كه خدمت رساني عزت مدارانه به آن ها آرزوي نظام اسلامي و بالاترين عبادت براي مسئولان است و زنان، كودكان و سالخوردگان كه از آلودگي هوا و ترافيك به ايستگاه هاي مترو پناه آوردهاند از فشار و ازدحام كه ناشي از كم لطفي مسئولان دولتي در تامين خواستههاي قانوني مترو است، رنج ميبرند و تمام پيگيري ها از وزارت كشور، ستاد مديريت حمل و نقل و مصرف سوخت، شوراي اسلامي شهر، مجلس و دولت به نتيجه مناسبي كه در شان پروژه حياتي چون مترو باشد نرسيده است.( گزارش دقيق تر مشكلات و پيگيري ها به پيوست اين نامه تقديم مي شود)
هاشمي در اين نامه با عرض پوزش با بيان اينكه قطعاً قبول مسئوليت مجدد در اين وضعيت به نفع توسعه و بهره برداري از خطوط مترو نخواهد بود و با اشاره به اينكه برخي مشكلات به وجود آمده و عدم حمايت ها از مترو ممكن است به دليل حضور وي در مديريت اين شركت باشد آورده است: براي اين كه بيشتر از اين مردم ، مسافران و توسعه مترو در فشار قرار نگيرند، علي رغم اعتقاد به خدمت و اعتماد به توان جنابعالي و همكارانم خواهشمند است موافقت فرماييد فرد ديگري كه امكان ايجاد هماهنگي بيشتر خواهد داشت در راس مديريت اين شركت قرار گيرد . بديهي است اينجانب از ادامه هرگونه همكاري با شهرداري و شركت مترو دريغ نخواهم كرد.
شهردار تهران با استعفاي هاشمي موافقت كرده است.
سلام.
به نقل از فارس: "کاروان تیم فوتبال پرسپولیس تهران پس از انگشتنگاری و چشمنگاری بالاخره وارد جده شد.کاروان تیم فوتبال پرسپولیس تهران که برای اولین دیدار خود در چارچوب لیگ قهرمانان آسیا ساعت 15:10 دوشنبه وارد فرودگاه جده شده بود بنابر مشکلاتی که عربستانیها برای آنها به وجود آوردند در فرودگاه جده معطل شد.ابتدا مسئولان باشگاه پرسپولیس مخالفت خود را با چشمنگاری و انگشتنگاری بازیکنان، کادر فنی و مسئولان همراه را اعلام کردند اما هیچ اعتراضی جواب نداد و بالاخره پس از 8 ساعت معطلی کاروان تیم فوتبال پرسپولیس ساعت ۲۳:10 به وقت جده پس از انگشتنگاری و چشمنگاری مجوز حضور در شهر جده را پیدا کرد.
این در حالی بود که عربها اصرار زیادی داشتند که اگر پرسپولیسیها تن به این کار ندهند زمان بیشتری را در فرودگاه معطل خواهند بود.تیم فوتبال پرسپولیس تهران روز چهارشنبه در اولین دیدار خود ساعت 20:30 در چارچوب لیگ قهرمانان آسیا به مصاف الاتحاد عربستان خواهد رفت.
در واقع عرب ها با این کارشان خستگی سفر را به تن بازیکنان پرسپولیس تشدید کردند و خیلی غیرت کنند بازیکنان پرسپولیس که این اتفاقات روی بازی امروزشان تاثیر نداشته باشد.
در عکس زیر بازیکنان تیم فوتبال پرسپولیس را در حال صرف شام در فرودگاه ملاحظه می کنید:

حرفم این است که نباید آنقدر ذلیل باشیم که علاوه بر کشورهای اروپایی و آمریکا امروز در کشورهای عربی نیز اقدام به انگشت نگاری و حرکات امنیتی خاص (آنهم درمورد ورزشکاران باشیم).
در پایان ضمن محکومیت حرکت زشت و دور از اخلاق مسئولین عربستانی خواستار مقابله به مثل در بازی برگشت در فرودگاه تهران هستیم.
تا بعد!
سلام.
حتما جریان فحاشی جنسی و ناموسی به دختر و پسر آیت الله هاشمی رفسنجانی را در حرم حضرت عبدالعظیم حسنی در شهرری شنیده اید.
حال بدون توجه به اینکه این جریان آیا سازمان یافته بوده و یا خیر و اینکه چه کسانی جمعیت زائر (!) مستقر در حرم را تحریک به دادن فحش به ناموس مردم نموده اند مطلبی به قلم آقای "جعفر محمدی" از سایت "عصر ایران" را به شرح ذیل منتشر می نمایم:
"""انگ زدن ، راحت ترین کار ممکن در این کشور است و هم از این روست که اگر امروز در باب زشتی و وقاحت حمله به دختر هاشمی رفسنجانی بنویسیم ، فوراً عده ای خواهند گفت که فلان سایت سر در آخور فلانی دارد و هاشمی چی هست و سخنانی آشنا از این باب که از بس مکرر شده اند ، حال هر انسان آزاده ای را به هم می زند!
از این رو ، در همین ابتدای مطلب ، هم تصریح می کنیم و هم تاکید می نماییم که نوشتار حاضر ، هیچ ربطی به هاشمی رفسنجانی و انتخابات خبرگان و دعوای بین او و احمدی نژاد ندارد بلکه دغدغه ای است از یک مسلمان ایرانی که معتقد است اگر غیرت مردان یک کشور در برابر توهین و تعرض به نوامیس مملکت نجنبد ، باید دردمندانه به عزا نشست و حدیث علی(ع) درباره اندوه مرد مسلمان از باز کردن خلخال از پای زن یهودی را بی هیچ مصداق بیرونی بارها خواند و بر آن اشک ریخت.
نیز اصرار داریم که همان گونه که به دلیل مخالفت با هاشمی ، حمله به دخترش کاری شرم آور است ، برای دفاع از هاشمی نیز دستاویز قرار دادن ناموس او نیز بی شرمی است و لذا موضوع بحث ، نه هاشمی رفسنجانی ، که لزوم حفظ حرمت نوامیس ایران زمین است.
پس اگر می خواهید ادامه این متن را بخوانید ، از فکر دعواهای هاشمی و ضدهاشمی بیرون بیایید و که هم هاشمی رفتنی است ، هم احمدی نژاد خواهد رفت و هم این دعواهای خانمانسوز تمام خواهند شد ؛ اما آنچه خواهد ماند سرزمینی به نام ایران است که قاعدتاً باید سرزمین اخلاقیات باشد و زن و دختر ایرانی ، از مادر و خواهر و همسر و دختران همه ما گرفته تا زنانی که به دنیا خواهند آمد ، قرار است در این سرزمین به عنوان بانوان ایرانی زندگی کنند و حرمتشان حفظ شود.
این ، زیرساخت نگاه متن حاضر به ماجرای زننده حمله به دختر هاشمی رفسنجانی در پارکینگ حرم حضرت عبدالعظیم حسنی (ع) در شهر ری است که توسط دوربین موبایل ، ثبت و بر روی برخی سایت ها منتشر شده است ؛ فیلمی که به واسطه حمله مهاجمان به یک زن بی پناه و فحش های زشت و رکیکی که به کار می برند ، به حدی غیراخلاقی است که به خود اجازه نشر آن را نمی دهیم ولی طبیعتاً به واسطه نشر آن در فضای وب ، بسیاری آن را دیده اند و می دانند که در آن فیلم چند نفر با ادعای ارزشی بودن ، به سمت دختر هاشمی رفسنجانی هجوم می برند و او را با تهدیدهای رکیک غیر اخلاقی مورد اهانت قرار می دهند تا آن که دختر هاشمی که در تمام مدت ماجرا سکوت کرده ، موفق می شود بر خودروی خود سوار شود به سرعت از مهلکه بگریزد.
در این باره چند نکته حائز اهمیت است:
1 - فرض می کنیم شخص هاشمی "آدم بد" ماجراهای سیاسی است و سردسته خواص بی بصیرت و خلاصه ، هر چه که مخالفانش می گویند هست ؛ در چنان فرضی کدام ارزش اخلاقی به ما اجازه می دهد دختر او را مورد هتک حرمت قرار دهیم و به او فحش های جنسی دهیم؟!
چنین دستور العملی فقط در قاموس شیطان می گنجد و لاغیر.
به راستی اگر قرار باشد زن و بچه و ناموس رجال سیاسی به واسطه وجود مخالفان سیاسی امنیت نداشته باشند و به فرض ، حامیان هاشمی هم ناموس حمله کنندگان را در تنهایی گیر بیندازند و بی احترامی کنند ، در این مملکت سنگ روی سنگ بند می شود و چیزی به نام اخلاق و غیرت و ناموس برای این مردم می ماند؟
حضرت علی(ع) هنگامی که با مساله قتل خلیفه سوم مواجه شد ، بسیار بر آشفت، نه فقط برای قتل خلیفه که به خاطر بیم از عواقب باب شدن خلیفه کشی. حال اگر ناموس .
در این ماجرا نیز ، بیش از آن که مساله ناظر به یک فرد خاص به نام فائزه هاشمی باشد ، ناظر به نگرانی از نا امنی برای نوامیس کل جامعه است ، به ویژه آن که پیشتر نیز شاهد انتشار عکس هایی از زن و دختر برخی عناصر سیاسی توسط مخالفانشان بوده ایم.
شما را به خدا سوگند این خاک را برای زن و بچه هایمان ناامن نکنید که اگر چنین شود ، هیچ کس در امان نخواهد بود. اگر یادتان نداده اند ، لااقل حالا بفهمید که زن ، همواره در جامعه احترام داشته و حتی مردهایی که واقعاً مرد هستند (و نه صرفاً جنس مذکر) از قدیم الایام با مردی که زن و بچه اش همراهش هستند ، به احترام خانواده اش ،وارد زد و خورد و فحش و فحش کاری نمی شوند. همین الان هم گاه دیده ایم که در اختلافی مانند برخی برخوردهای خیابانی بین دو مرد ، یکی به دیگری می گوید: برو خدا را شکر کن که خانواده ات همراهت هستند و الا ... !
حال این روحیه اخلاقی را بگذارید کنار حرکت تازه به دوران رسیده هایی که در ملأ عام ، به یک زن حمله و فحاشی می کنند تا زشتی کار و دوری اش از اخلاق را بهتر لمس کنید.
2 - در شرع مقدس - همان دینی که مهاجمان متظاهر به آنند - آمده است که اگر کسی به جرم مثلاً شرب خمر ، به 80 ضربه شلاق محکوم شود و مجری حکم ، علاوه بر 80 ضربه ، سیلی کوچکی به او زند تا فحشی نثارش کند ، خود مستحق قصاص و مجازات است. حتی کسی که محکوم به اعدام شده نیز فقط باید اعدام شود نه این که فحش بخورد و آزار دیگری ببیند و نظایر این.
حال فرض را بر این می گذاریم که مهاجمان ، نه به خاطر هاشمی رفسنجانی ، بلکه به دلیل عملکرد خود فائزه هاشمی به او تعرض کرده اند.
در چنین فرضی هم باید گفت که اولاً مگر شما قاضی و حاکم شرع هستید و مگر کشور قانون و دستگاه قضایی و ... ندارد که به خود حق می دهید هر کاری خواستید انجام دهید؟
ثانیاً به فرض اثبات جرم ، در هیچ جای قانون اسلام و جمهوری اسلامی نیامده که اگرکسی مجرم شناخته شد ، آقایان حق دارند به او فحس ناموسی و جنسی بدهند.
ثالثاً اگر ادعای ولایتمداری تان می شود - که لابد در این باب هم تظاهر می کنید و دروغ می بافید- مگر بارها و بارها ، رهبر انقلاب به زبان سلیس فارسی از اقدامات خودسرانه و تندروانه منع تان نکرده اند؟
اگر برخی جریان های سیاسی اپوزیسیون هم فعالیت های غیر قانونی می کنند و به آنها گفته نمی شود که چرا از سخن رهبری پیروی نمی کنید ، به خاطر این است که آنان ، اساساً داعیه ای در این باب نداشته ، از زدن علنی ساز مخالف هم ابایی ندارند ، اما کسی که خود را پیرو رهبری می داند و در همان حال خلاف مسیر اعلامی ایشان حرکت می کند را نمی توان به چوب چنین نقدی نواخت.
3 - اگر همچنان به ولایت فقیه اعتقاد دارید ، درنگی با خود و خدا و عقل تان خلوت کنید و ببینید این قبیل کارها جایگاه رهبری را تقویت می کند یا بدان لطمه می زند؟ چهره نیروهای ارزشی را عقلانی و رحمانی نشان می دهد یا مشوش و بی خرد و بی رحم؟
تصور نمی کنم هیچ فرد بی طرف و منصفی چنان صحنه هایی را ببیند و در پایان به فحاشانی که به یک زن حمله کرده اند علاقه مند شود.
نیروهای ارزشی جامعه ما ، البته که کسانی هستند که برای حفظ نوامیس این ملکت سینه سپر کردند و اکنون بسیاری از آنان را در مزارهای شهدا و آسایشگاه های جانبازان می توان سراغ گرفت ،نه افرادی که تمام مردانگی شان این است که برای یک زن تنها خط و نشان بکشند و پشت سر هم فحش بدهند و در نهایت هم احساس قرب الهی کنند! کسانی که چنین توهماتی دارند ، قطعا نیازمند مشاوره دینی بزرگانی مانند آیت الله جوادی آملی هستند و حتماً هم باید توسط روانپزشکان معاینه شوند و الا کدام آدم متشرع و سلیم العقلی ، از فحاشی به یک زن ، احساس رضایت دینی و روانی می کند؟
آیا در کل تاریخ اسلام و زندگی پیامبر(ص) و حضرت زهرا (س) و ائمه اطهار(ع) فقط یک نمونه مشابه چنین رفتاری را سراغ دارید؟ در فرهنگ ایرانی چطور؟
پاسخ قطعاً منفی است و لذا کار اینان نه ربطی به دین دارد و نه ربطی به فرهنگ ایرانی ؛ تنها می توان از عنوان هوا و هوس و جهالت برای تبیین چنین ماجراهایی استفاده کرد و نه از مفاهیم و الگوهای دینی.
4 - قوه قضاییه در این میان نقش مهم و تاثیر گذاری دارد ؛ همان طور که انتظار می رود به اتهاماتی که علیه برخی فرزندان هاشمی مطرح است بدون هیچ اغماضی رسیدگی کند و نص قانون را درباره شان اجرا نماید(از تبرئه گرفته تا اشد مجازات) انتظار می رود با عاملان حادثه مورد اشاره هم برخورد نماید، به ویژه آن که با وجود تصاویر منتشره ، کار شناسایی عاملان این اقدام غیر اسلامی و غیر ایرانی هرگز سخت نیست.
به راستی اگر زن و دختر مسوول دیگری جز هاشمی چنین مورد آزار و بی احترامی قرار می گرفت و تصویر مهاجمان نیز منتشر می شد ، با عاملان حمله چه برخوردی می شد؟
5 - پیشتر نیز گفته ام ، مشکل اساسی جامعه ما ، نه مسائل سیاسی و تنگناهای اقتصادی و چالش های بین المللی ، که سقوط سریع اخلاق است و چه بد مردمانی هستند کسانی که برای دستمال منافع و امیال خود ، قیصریه اخلاق را آتش می زنند و نمی فهمند که جامعه بی اخلاق ، یعنی خانه بی ستون و آدم بی استخوان. اخلاق مانند نخ تسبیحی است که همه اجزا و ارکان جامعه را نگاه می دارد و هرگاه این نخ پاره شود ، شیرازه امور از هم می پاشد.
بعد از تحریر:
علی علیه السلام پس از آن که شنید از پای زنی یهودی ، خلخالی باز کرده اند دردمندانه گفت: اگر مردی از غیرت و غم این ماجرا سر بر زمین بگذارد و بمیرد ، ملامتش نکنید.
به راستی اگر امروز به آن امام خبر می دادند که عده ای با ادعای شیعه گری ، نه زن یهودی ، که زنی مسلمان را در حریم حرم یکی از نوادگانش و در حالی که صدای اذان ظهر در فضا پیچیده بود مورد حمله قرار داده اند ، به اینان چه می گفت؟ پاسخ این سوال برای عقل های سلیم ، چندان سخت نیست."""
امیدوارم روزی برسد که در این ملک کسی توهین و اهانه را ارزش تلقی نکند.
سلام.
همانگونه که مستحضرید سال گذشته عیدی ۳۰۰ هزار تومانی کارکنان دولت حداکثر تا اواخر بهمن ماه پرداخت شده بود.
ولی عیدی ۳۱۸ هزار تومانی سال جاری تا به امروز (نهم اسفند ماه ۱۳۸۹) هنوز در بیشتر سازمانهای دولتی پرداخت نشده است.
در این میان حتی برخی شرکتها و موسسات بزرگ دولتی نیز در این زمینه کم کاری کرده اند.
با توجه به اینکه همین عیدی سهم عمده ای در خریدهای شب عید کارکنان دولت و خانواده هایشان دارد لذا تسریع در پرداخت به موقع آن موجب جلب رضایت ایشان می گردد تا ان شاءالله شرمنده خانواده های خویش نیز نشوند.

البته در همین خصوص و به گزارش واحد مرکزي خبر، غلامرضا امين رفتاري (مدیرکل خزانه وزارت امور اقتصادی و دارایی) گفته: تمام پيش بيني هاي لازم از مدت ها قبل صورت گرفته و اعتبارات لازم براي پرداخت حقوق بهمن و عيدي کارکنان دولت تأمين شده بوده است.
وي تصريح کرد: طبق دستور وزير اقتصاد مبني بر پرداخت حقوق و عيدي کارکنان دولت تا پيش از 22 بهمن ، تمام منابع لازم از 11 بهمن به استانها ارسال شد، سهم تهران نيز در حساب ويژه اي واريز و بلوکه شد تا هر لحظه آماده پرداخت باشد.
وی افزود: با اين وجود تاکنون از ميان 225 دستگاه دولتي در تهران، تنها حدود 76 دستگاه با مراجعه به خزانه، حقوق بهمن و عيدي پايان سال را دريافت کرده اند و 148 دستگاه ديگر فقط فهرست حقوق کارمندان خود را ارائه کرده اند.
مديرکل خزانه يادآور شد: بخشنامه مربوط به دعوت از ذيحسابان دستگاه هاي اجرايي براي تسريع در ارائه فهرست عيدي کارکنان خود، هم اکنون روي پرتال خزانه داري نيز قرار داده شده و ما در تماسي با آنان تاکيد کرده ايم که هر چه سريع تر فهرست عيدي کارکنان خود را جهت دريافت، ارائه کنند.
فقط امیدواریم هر چه زودتر تدبیری برای پرداخت عیدی به همه کارکنان دوبت اتخاذ گردد.
در این بین پرداخت حقوق اسفندماه (چند روز زودتر از سایر ماههای سال) نیز خود کمکی برای خانواده هاست که همه با هم در یکی دو روز پایانی سال به بازارهای مراجعه نکنند.
تا بعد.
سلام!
سلامی دوباره به همه دوستان و بازدیدکنندگان محترم وبلاگ دست نویس.
پس از حدود یک ماه دوری از دست نویسی در وب بدلایل عدیده که متاسفانه امکان همراهی با عزیزان بازدیدکننده را نداشتم - خدا را شکر از امروز شروع دوباره دست نویسی در دنیای مجازی را جشن گرفته و با چند مطلب در خدمت دوستان بازدیدکننده هستم.
شما نیز چون همیشه با من همراه باشید.
زود بر می گردم!
|
|