|
دست نویس
|
||
|
خاطرات - مخاطرات و شرح المسافرات (صفحات شخصی حامد عبداله پور) |
سلام به همه دوستان و بازديدکنندگان محترم.
ديروز ۹ مهر تولدم بود.
البته شايد شما هم در جريان باشيد اوايل دهه ۶۰ شمسي غالب بچه هايي که در مهر و حتي تا اواخر سال به دنيا مي آمدند شناسنامه شان را براي شهريور ماه مي گرفتند و به قول يکي از مسئولان سازمان بهداشت جهاني آمار تولد نوزادان (خصوصا پسران) در شهريور ماه ۲-۳ برابر ماههاي ديگر بود که براي اينها قابل حضم نبود!
اين براي اين بود که بچه يک سال ديرتر از موعد به مدرسه نرود و نيز پسران وقت بيشتري براي قبولي در دانشگاه (قبل از فرا رسيدن زمان اعزام به خدمت سربازي) داشته باشند.
به هر حال من که بدون توجه به سالروز تولد شناسنامه اي ام (که در شهريور ماه است) همواره روز ۹ مهر را به عنوان سالروز تولدم با خانواده و دوستانم جشن مي گيرم.
از ديروز هم به دهه چهلم زندگي ام وارد شدم. گرچه هنوز باورم نمي شود اين قدر زود پير شده باشم!!
ولي بايد پذيرفت که عمر گران چون برگ و باد مي گذرد و کيست که قدر اين ايام و سالهاي طلايي جواني را بداند و بعدها حسرت نخورد. اميدوارم در کنار همه دوستان و خانواده خوبم سالهاي سال همگي به سلامت و موفقيت زندگي کنيم.
در ادامه قسمت دوم سفرنامه مشهد مقدس را روي صفحه اصلي وبلاگ قرار مي دهم...
تا بعد!
|
|